جنوب نیوز- عبدالخالق عبدالهی: چند روز قبل خبری خواندم که واقعا مایه تاسف بود و احساسات هر دشتستانی را جریحه دار می کرد. خبر این بود که در ایام تعطیلات نوروزی دشتستان در جذب گردشگران و مسافر نوروزی در استان چهارم شد. به عبارت دیگر ما در جذب مسافران نوروزی و گردشگرانی که مثل ریگ بیابان به استان سرازیر شده بودند نه اول، نه دوم و نه حتی سوم بلکه رتبه چهارم شدیم.
این چهارم شدن که کاملا دور از انتظار بود در حالی است که دشتستان نه تنها به لحاظ وسعت و جمعیت وسیع ترین و پرنفوس ترین شهرستان استان بوشهر است بلکه آثار تاریخی – باستانی و نیز جاذبه های گردشگری آن در مقایسه با سایر نقاط استان بسیار چشمگیر و قابل ملاحظه است. شاهد؟ از زیارتگاه ها و اماکن مذهبی که بگذریم آثاری مانند کاخ چرخاب، بردک سیاه، کاخ کورش، گور دختر، مقبره غضنفرالسلطنه، چشمه زیراه، کاروانسرای مشیرالملک و چندین و چند آثار تاریخی به راستی منحصر بفرد دیگر که از نوشتن نام همه آنان صرفنظر می کنم و در صورت معرفی می تواند هر گردشگر و مسافر نوروزی را به خود جلب نماید. پس علت عدم توفیق ما در جذب مسافران نوروزی یا عدم استقبال مسافران نوروزی به دشتستان چه بود؟
به گمانم این ناکامی دلایل بسیار داشت. از فقدان زیر ساخت های لازم جهت سرویس دهی مناسب به مهمانان نوروزی مثل چادر و اماکن اقامتی مناسب و ارزان قیمت بیتوته که بگذریم یکی از دلایل عمده موضوع تبلیغات است. من در ایام نوروز چندین بار از جاده بوشهر – برازجان عبور کردم و هر بار در سه راهی گزبلند با دیدن بیلبورد بزرگ و چشم نوازی که آبگرم اهرم را به عنوان یکی از چشمه های بزرگ آبگرم جنوب کشور معرفی می کرد از خود پرسیدم چرا به جای این همه بنر جورواجور و غیرلازم در ایام نوروز متصدیان امر در برازجان چند کیلومتر مانده به شهر یک بیلبورد یا یک بنر نصب نکردند تا جاذبه های سیاحتی – تاریخی – باستانی و گردشگری شهرستان معرفی شود و مسافران نوروزی بتوانند در مورد سفر به این مناطق تصمیم بگیرند و برنامه ریزی کنند؟
لابد شنیده اید روزی مسافری به حمام عمومی شهری رفت. گرمابه تنگ و تاریک و به عادت قدیم زیرِزمین بود. هنوز آفتاب نزده بود چراغی هم که نبود. مسافر ترسان و لرزان در صحن حمام پا گذاشت. صحنی که هر گوشه آن کیسه کشی دراز کشیده بود و متصدی حمام هر جا که مسافر پا می گذاشت بلافاصله فریاد می زد: " بپا کیسه کش رو نتومبی ( یعنی لگد نکنی ) " بعد از تکرار چند بار، بالاخره مسافر حوصله اش سر رفت و گفت: آیا بهتر نبود دوتا از این کیسه کش ها را می دادید و یه چراغ موشی می گرفتید و در حمام روشن می کردید تا آدم جلوی پایش را ببیند؟ حالا حکایت دشتستان ماست، آیا بهتر نبود سازمان های ذیربط به جای این همه بنر خوش آمد گویی و تبریک و تهنیت و تسلیتی که با مورد و بی مورد همه روزه در همه جای شهر و حتی اتوبان ها علم می کنند می دادند یکی - دو بیلبورد بزرگ تبلیغاتی – سیاحتی در ورودی شهر نصب می کردند تا مسافران نوروزی ترغیب به ورود به شهر می شدند بلکه هم در این رکود اقتصادی کمکی هرچند کوچک به رونق کسب و کار خلق الله باشد و هم تبلیغ مناسبی برای دشتستان؟
از تبلیغات هم که بگذریم یکی دیگر از دلایل بی رغبتی مسافران که از قضا مهمترین دلیل هم می باشد جاده وروی شهر از محور شیراز است که بارها و بارها درباره اش گفتند و گفتیم، نوشتند و نوشتیم ، حتی فریاد و " لیک " زدیم که: ای مسئولان و ای زعمای شهر!!! به گوش باشید و به هوش باشید این مسیر ورودی کج و کوله و غیراستاندارد و غیرمتعارف، شهر را بدتر از همیشه در یک منگنه و بن بست مواصلاتی قرار داده و باعث شده مسافر که سهل است خودمان هم هنگام برگشت به شهر، راه خانه امان را گم کنیم و سر از ناکجا آباد درآوریم . کجای دنیا رسم است و کجا دیده اید راه ورود به شهر، مسیر فرعی باشد و خروج در مسیر اصلی ؟ گفتیم اما کو گوش شنوا:
گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله تو
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
یکی گفت داریم مطالعه می کنیم دیگری گفت اصلاح و تغییر مسیر فعلی ده میلیارد تومان خرج برمی دارد و آخر سر هم پاسخ دادند بعد از تکمیل مطالعات نسبت به اصلاح آن اقدام خواهد شد که البته تاکنون این اتفاق نیفتاده . آخر این قول و قرارها به چه درد می خورد ؟ تا شما بخواهید مطالعه کنید و طرح دهید و به خود بجنبید همه مسافران و گردشگران و حتی مسافران عبوری راه گناوه و دلوار و عسلویه و بوشهر را پیش گرفته اند و سر دشتستان و دشتستانی بی کلاه مانده است :
ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز
تا بندِ قبا باز کنی صبح دمیده است
از راه آهنی که استاندار محترم قول قطعی داد از برازجان می گذرد نیز می گذریم لااقل کاری کنید مسافران مسیر عبور و راه شهرمان را گم نکنند، اصلا جذب مسافر نوروزی هم پیشکش قدومتان، لااقل این پل وردی شهر را یک کاری کنید تا اینهمه تصادف و جنازه روی دست مردم شهرنماند...
آنهایی که با احداث یک پل غیر فنی و غیر استاندارد و افتتاح هول هولکی آن که همان روزهای اول به دلیل کثرت حوادث رانندگی به "پل مرگ " شهرت یافت و درواقع برای برداشتن یک ابرو چشمی را کور کرده اند الان کجا تشریف دارند تا دسته گلی که به آب داده اند را ببینند و بدانند شاخی که در جیب مردم گذاشتند الان کم کم دارد تبعات و عوارضش را نشان می دهد ؟ تازه به قول خودمان این " رو اَش است، دواَش هنوز مانده " حالا مانده تا این وصله ناجور پل و جاده ، عواقب زیان بار خود را در حوزه گردشگری - اقتصادی – مواصلاتی و حتی امنیت ترافیکی آن طور که باید و شاید نشان دهد:
باش تا صبح دولتت بدمد
کاین هنوز از نتایج سحر است
و اما نکته آخر: مخاطب این یادداشت و گناه رم کردن مسافران نوروزی از دشتستان تنها بر گردن سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دشتستان نیست اتفاقأ ما می دانیم این سازمان با همه مشکلات و محدودیت هایی که دارد و البته با بودجه ای ناچیز صورتش را با سیلی سرخ نگه داشته و وظایفش را نسبتأ خوب انجام داده، این یادداشت در حقیقت چوبی است که به بید زده می شود تا چنار بلرزد، هدف غایی و نهایی مسئولان و نهادهایی هستند که می توانند اما به هر دلیل از زیر کار و بار مسئولیت در می روند و وظایفشان را یا خوب انجام نمی دهند یا اصلأ انجام نمی دهند.
امیدوارم سال آینده اولا نسبت به نصب بیلبوردهایی که آثار تاریخی و باستانی فراوان دشتستان را معرفی می نماید اقدام گردد و ثانیأ همه مسئولان ذی ربط بویژه نماینده منتخب مردم که شخصا پیگیر بودن را یکی از ویژگی های بارز ایشان می دانم با پیگیری این موضوع که خواسته بر حق مردم دشتستان است نسبت به اصلاح، تعریض، تخریب و یا هر کاردیگری که صلاح می دانند این پل و مسیر را که در حقیقت دهن کجی و " لِویرکی " آشکار به مردم دشتستان است آستین همت بالا زنند و این وصله ناجور را از چهره ی رنجور و خسته دشتستان یا بزدایند یا رفو کنند تا هم این مشکل مزمن مواصلاتی حل شود و باری از دوش مردم برداشته شود و هم دشتستان عزیزمان از قافله عقب نماند و جایگاه واقعی خود در جذب گردشگران و مسافران نوروزی را بازیابد:
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصدها رسید و ما هنوز آواره ایم
اخبار مرتبط :
نظر بازدید کنندگان :
نظر شما :
برچسب:
نویسنده: استخدام کار